محمد خان دشتی
محمد خان فرزند حاجی خان در عصر خود از خوانین و فرمانروایان با قدرت و با نفوذی بوده که در حوزه قلمرو دشتی آن روز حکومت می کرده محمد خان دردروان کودکی به همراه مادر و دو برادر مهترش به اعتبا مقدسه عراق رفته و چندین سال در نجف اشرف به تحصیل اشتغال ورزید تا گاهی که مادرش در قید حیات بود او نیز در آنجا توقف کرد ولی پس از فوت مادرش به دشتی مراجعت نمود و تا زمان برادرانش که هر یک به نوبه خود حکومت مطلقه خاک وسیع دشتی را به عهده داشتند او نیز ضابط بخشی از این بلوک بود و سپس خود بعد از چندی فرمانروای آنحدود گردید و در اندک زمان دست به کار امور عمرانی شگرفی است احداث قنوات و غرس نخیل و ترویج و ازدیاد کشت و زرع و ساختمان قلاع در غالب نقاط به همت و اراده او انجام یافت از آن تاریخ 120 سال می گذرد هنوز مردم زیادی از باغها و کاریزها وبناها و سایر آثار او بهره برداری می کنند قلعه ای را که در خورموج مرکز دشتی برای خود بنیاد نهاد و تا به امروز باقی است معرف عظمت و جلال شخصیت و بزرگی که پر از کتب نفیس و کمیاب بوده درست کرد ساعات فراغت را به مطالعه و نوشتن سرگرم بود و با همه گرفتاری که یکفرد حاکم در دوره حکومتش دارد آثار قلمی در خور توجه ای به شرح زیر از خود بجا گذاشته :
1- دیوان دشتی : مشتمل برقصائد و غزلیات و قطعات ودوبیتیهای اوست .
3- کتاب نمکدان : این کتاب بسبک گلستان سعد است نسخه ای را علی خان فرزند محمد خان داشته از قرار مسموع در سال 1309 شمسی سرلشکر مهین که در آنموقع سرهنگ بوده بفرماندهی ستون اعزامی خلع سلاح به دشتی می آید و کتاب نمکدان خان را از علیخان می گیرد.
3- کلام الملوک : مثنوی کلام الملوک به بحر خفیف مسدس محذوف تقریبا" دو هزار بیت شعراست.
این کتاب همچنانکه از نامش نیز معلوم است مشتمل بر گفتار پادشاهان می باشد که دستورات کلی در شئون مختلف کشور و لشکری و سیاسی و اقتصادی و جمعی و فردی با لهجه آنچه راجع بامر معاد ومعاش مردم است به نقل از بعضی پادشاهان برشته نظم در آمده پس از مقدمه کتاب ابتدا به بیان سخنان سلطان عصر خود می کند و می گوید:
این سخنها که نغز و رنگین است از شهنشاه ناصرالدین است. که بتوحید در معنی سفت بشناسایی خدااین بگفت بعد بترتیب از کیومرث هوشنگ تهمورث، جم ، فریدون ، منوچهر ، سنوذزوکیقبادنقل سخن می نماید.